6/2/91
5:8 ع
عالم صدف است و فاطمه گوهر او
گیتی عرض است و فاطمه جوهر او
بر فضل و شرافتش همین بس که ز خلق
احمد پدر است و مرتضی شوهر او
18/1/91
10:43 ص
با که گویم خاطرات سالهای پیش را
لحظه های دود و آهن ?آتش و تشویش را
با که گویم میرود مردی به میدانهای مین
تا ببخشاید به آتش?پاره های خویش را
با کدامین باغ گلها?در میان باید نهاد
داستان لاله های سرخ سبز اندیش را
یک نفر میگفت ?می آیی ز سمت آسمان
می بری با یک نگاهت سایه تشویش را
این غزل - از چشمهایت - گرچه ناقابل بگو!
می پذیری برگ سبزی تحفه ی درویش را
6/1/91
2:41 ع
روابط ما با عراقیها رو به تیرگی میرفت و آنها هنوز موضوع نماز جماعت را مسکوت گذاشته بودند. بعدها فهمیدیم ما را آزاد گذاشتهاند تا ببینند چهکار میکنیم. یک روز یکیشان گفت: شما جشن گرفته و خواهید رقصید، آواز خواهید خواند. گفتم: ما نه میخوانیم نه میرقصیم. ستوان عراقی اصرار کرد و با لحنی که گویا قصد خواباندن فتنهای را داشته باشد، گفت: احسنت! مرحبا؟ و ما داوطلبانه شروع کردیم به خواندن یه دونه انار، دو دونه انار، صابون انار! یه جعبه انار، دو جبعه انار، صابون انار! یه فرغون انار، دو فرغون انار، صابون انار! یه وانت انار، دو وانت انار، صابون انار! موج خنده در درون بچهها پیچ و تاب میخورد و راهی به بیرون نمیجست. اجرای ما خیلی جدی بود. یه قطار انار، دو قطار انار، صابون انار! یه کشتی انار، دو کشتی انار، صابون انار! یه دنیا انار، دو دنیا انار، صابون انار!... سرانجام حوصلهی ستوان عراقی سر رفت و گفت چرا آواز شما اینقدر تکراری است!؟ جواب دادیم: اتفاقاً تمام شد و حالا آواز دیگری میخوانیم. بلافاصله شروع کردیم یک مذاکره، دو مذاکره، سه مذاکره، چهار مذاکره. و متعاقب آن آواز شنیدنی دوم: بلوار کرج، بلوار کرج، بلوار کرج. مأمور عراقی سرش را تکان داد و گفت: «بد میخوانید!» و رفت.
منبع: کتاب طنزدراسارت
13/12/90
9:49 ع
خاتمی چاره ای جز حضور بر سر صندوق نداشت. او باید رای می داد تا بگوید انتخابات را تحریم نکرده است؛ اما تصویری از او نباید منتشر می شد تا خبر حضورش در ابهام باقی بماند و راه گریزی برای خویش داشته باشد.
خبر فارس درباره شرکت سید محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات در انتخابات مجلس نهم تائید شد. اما مهم ترین پرسشی که اکنون می توان درباره این خبر پرسید اینکه هدف رهبر جریان اصلاحات از این اقدام چه بوده است؟ او و جریانش که پیش از این از فراهم نبودن شرایط حضور سخن می راندند، چرا اکنون به عهد خویش وفادار نمانده و به دور از چشم دوربین ها، انگشت خود را به جوهر آبی انتخابات نهم آغشته کرده است؟
اصلاح طلبان ظاهرا همچنان در این توهم تئوریک به سر می برند که توده ها حافظه تاریخی ندارند و زود، دیروز را به فراموشی می سپارند. اما خاصیت یک شخصیت سیاسی آنست که گفته ها و نوشته ها و مواضع ثبت و ضبط اند و از آنها برایش گریزی نیست.
خاتمی نمی تواند انکار کند که جریان اصلاحات انتخابات مجلس نهم را تحریم کرده بود. او در جایی در توجیه علت عدم مشارکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس می گوید: «شرایطی که کف خواسته اصلاح طلبان و بخش مهمی از ملت و شرط تأمین مصالح و امنیت ملی و پیشرفت کشور است برآورده شود تا همه بتوانند در عرصه سرنوشت خود حضور فعال داشته باشند». بنا بر اخبار موثق، حتی در جلسه هفته گذشته مجمع روحانیون مبارز با حضور خاتمی نیز قرار می شود روز نهم اسفند بیانیه ای صادر شده و در آن ضمن تکرار برخی حرف های تکراری اصلاح طلبان مبنی بر عدم وجود فضای رقابت بر حضور مردم در انتخابات تاکید شود.
اما ورق این تصمیم چرا برگشت؟ چرا خاتمی که می گفت شرایط برای حضور فراهم نیست و رسما داد تحریم سر می داد،بر سر صندوق حاضر شد و رای داد؟ چرا بیانیه مجمع روحانیون درباره تحریم صادر نشد؟ پاسخ البته روشن است؛
هدف از تحریم انتخابات این بود که به اپوزیسیون بیرونی و دولت های غربی و عربی حامی فتنه سبز پیغام داده شود که ما بدنه اجتماعی قدرتمندی داریم و می توانیم با تحریم، کاهش مشارکت عمومی و زیر سوال بردن مشروعیت جمهوری اسلامی را رقم بزنیم. دقت در رسانه های غربی به خوبی این موضوع را نشان می دهد و بلا استثنا همه این رسانه ها در خبرهای مربوط به انتخابات مجلس نهم از این عبارت صریح استفاده می کنند که اصلاح طلبان انتخابات را تحریم کرده اند. نمونه این اسناد را می توانید در اینجا و اینجا و اینجا و... ببینید. جریان فتنه با این ترفند اولا می توانست در نظر اربابان بیرونی چند صباحی بیشتر عمر کند؛ و ثانیا با وعده کاهش حمایت مردمی از نظام، قول زمینه سازی برای حمله نظامی به ایران را به غربی ها بدهد. البته ناگفته نماند ظاهرا سران اصلاحات امید به کاهش مشارکت نیز داشته اند و تلاش مجمع روحانیون برای صدور بیانیه 9 اسفند بارقه های این امید را نشان می دهد.
حضور گسترده مردم اما همه این برنامه ریزی ها را به هم ریخت. هم اکنون می توان با جرئت مدعی شد که خبر مشارکت بالای 60 درصدی عمر جریان فتنه را در اذهان حامیان غربی آن به پایان می رساند. فایننشال تایمز نوشته است علی رغم تحریم انتخابات توسط اصلاح طلبان،مشارکت میلیونی و گسترده بود. مهاجرانی هم باید یقین داشته باشد که لااقل تا مدت زیادی خبری از پول نیست!
اما در این میان، جریان برانداز داخلی نیز باید با توجه به شرایط تصمیم می گرفت. برآوردهای دقیقی در هفته منتهی به انتخابات از مشارکت بالای 60 درصدی مردم خبر می دادند و این،به معنای فروریختن همه ستون هایی بود که در خلا توسط این جریان ساخته شده بود. این است که خاتمی چاره ای جز حضور بر سر صندوق نداشت. او باید رای می داد تا مواضع پیشینش را پس بگیرد و بگوید انتخابات را تحریم نکرده بوده است؛ اما عکسی از او نباید منتشر می شد تا بلکه خبر حضورش همچنان در ابهام باقی بماند و رئیس دولت اصلاحات بتواند راه گریزی برای خویش داشته باشد. بیانیه مجمع نیز به همین دلیل روی خروجی سایت این تشکل نرفت.
ظاهرا اما این حرکت خاتمی دولت انگلیس و دیگر حامیان کودتای 88 را به شدت عصبانی کرده است و لندن به نحوی خود را بازی خورده می بیند. در همین راستا بود که بی بی سی خط خبری صریحی را برای تحقیر و تخریب خاتمی آغاز کرد.
نتیجه ای که می توان از آنچه گذشت گرفت اینکه نباید به امثال خاتمی اجازه سوء استفاده از بازی دوگانه شان با نظام را داد. خاتمی و دیگر سران جریان موسوم به اصلاحات در وزن کشی 12 اسفند 90 سیلی سختی خوردند و باید مراسم ختم سیاسی خود را برگزار کنند. مشارکت گسترده 12 اسفند معانی زیادی دارد. تفسیر نخست آن اینکه 13 میلیون نفری که به میرحسین موسوی رای دادند، نه به فتنه،که به مدعی رهرو راه امام(ره)رای داده بودند و چون او را فتنه گر یافتند، آشکارا از وی فاصله گرفتند و این حضور کم نظیر در اولین انتخابات پس از فتنه، شاهدی محکم برای اثبات این مدعاست. برداشت منطقی دوم اینکه امیدهای تحریم کنندگان و کوبندگان به جنگ با ایران همه بر باد رفته است. در واشنگتن تحلیل رسمی این بود که نمی توان به ایران حمله نظامی آشکار کرد و تنها زمانی حمله میسر است که یقین داشته باشیم، مردم در حمله احتمالی، علیه نظام اقدام خواهند کرد؛ تحریم ها نیز به اذعان خود غربی ها همه با این هدف انجام شده است. مشارکت مردم با توجه به اینکه رسانه های غربی انتخابات را آزمون مشروعیت نظام نامیده بودند، بر این توهم خط بطلان کشید.
و نکته آخر اینکه، تیرهای پایانی دشمن همه شلیک شدند و حقیقتا استقامت مردم، همه معاندان جمهوری اسلامی را ناکام گذاشت. از صبح شنبه پس از انتخابات،ایران وارد عرصه جدیدی شده که مثالش در 33 سال گذشته تجربه نشده است. ایران هم اکنون یک قدرت بی بدیل منطقه ای است و بر نمایندگان منتخب است که همه هم خود را مصروف تلاشی مضاعف برای ارتقای جایگاه ایران در عرصه جهانی نمایند.
منبع : پایگاه اطلاع رسانی سپاه عاشورا
18/11/90
11:56 ع
حمد و ستایش خداوند متعال را که ما را به این مقام، به این منزلت و به این جایگاه راهنمایی کرد که اگر هدایت و لطف الهی نبود ما خودمان قادر نبودیم که به این مقام و منزلت راه پیدا کنیم. این معنی آیهای است که در اول صحبتها خدمت برادران خواندم.
مطالبی که خدمت برادران عرض میکنم بنا به وظیفه و مسئولیتی است که دارم و در اول، خودم بیشتر استفاده خواهم کرد از این مطالب برای تربیت خودم و خدای نکرده اینطور نیست که برادان یا جمعی از برادران مورد خطاب باشند. ولی مطالبی هستند که باید شنیده شوند و بر ما که بعنوان سرباز اسلام در جبهه اسلام حضور پیدا کردهایم لازم است که بدانیم. یقینا خودتان واقف هستید ولی تکرارش خالی از نفع نیست. یقینا برادران عزیز من برایشان این سؤال پیش آمده و جواب هم با دلایل محکم نزدشان موجود است که ما برای چه به اینجا آمدهایم و از آمدن به اینجا چه انتظاری از ما میرود و برای اینکه این انتظار برآورده شود چه وظیفه و تکلیفی بر عهده ماست و چه اعمالی باید در بیست و چهار ساعتی که از عمر ما و حضور ما در اینجا میگذرد از ما سر بزند. برادران عزیز در کنار اعتقادات و ایمان راسخی که به اسلام عزیز دارند، پیرو اطاعت از فرمان خدا، برای دفاع از اسلام و نوامیس مسلمین و اطاعت از امام امت در جبههها حضور پیدا کردهاند. ولی این را بدانیم که همانطور که خداوند متعال میفرماید، این حضور یک نعمت و منت بزرگ است که او بر گردن ما نهاده چرا که واقعا ماها خودمان قادر نبودیم که به اینجا، به این منزلت، یعنی جایگاه سرباز اسلام و رزمنده اسلام بودن راه پیدا کنیم مگر اینکه خداوند متعال خودش ما را هدایت کند. ببینید که ما چقدر باید شکرگزار و منت پذیر خداوند متعال باشیم که این سعادت بزرگ و این بزرگ مقام و منزلت را نصیب ما کرده و اگر شب و روز شکر کنیم باز به اندازهای که باید خداوند متعال را شکر بگوئیم، حق شکر این نعمت و منت را بجا نیاوردهایم.
حضور پیدا کردن ما دراینجا برای آزمایشهایی است که خداوند متعال ما مسلمین را بخاطر اینکه ما را خلق کرده و روی زمین قرار داده به آنها میآزماید؛ «الذی خلق الموت و الحیات لیبلوکم ایکم احسن عملا». ضمن اینکه باید منت پذیر و شکرگزار خداوند متعال باشیم که ما را هدایت کرده و به اندازهای نعمت به ما ارزانی کرده که آمدهایم و در اینجا حضور پیدا کردهایم، لباس اسلام را به تن کردهایم، اسلحه اسلام را به دست گرفتهایم و در جبهه اسلام صف آرائی کردهایم مقابل کفار، باید بدانیم که ما در حال آزمایشیم. هدف این نیست که صرفا جنگی واقع شده باشد و ما شرکت کرده باشیم و صدامی هم در طرف مقابل باشد که با حملات ما، صدام یا امثال صدامها از بین بروند و این صرفا جنگ یک کشور با کشور دیگر باشد. خداوند متعال میفرماید ما خودمان مهلت دادهایم به این ظالمها، به این طغیانگرها، به این کافرها که طغیان کنند، ظلم کنند. در طرف مقابل، در برابر ظلم و طغیان اینها، مؤمنین آزمایش میشوند. چرا که نحوه برخورد و مقابله ما بعنوان بنده تسلیم خداوند متعال با کافران و ظالمین را خداوند متعال مشخص کرده که چطور باید باشد. ظالم در طرف مقابل ماست و ما در صحنه آزمایشیم که چطور برخورد خواهیم کرد با این ظالمها و طغیانگرها.
من خیلی ناقص عرض میکنم مطالب را برای اینکه این خیلی قابل بحث است و از طرفی هم وقت کفایت نمیکند و هم آگاهی من نسبت به این مسأله کم است. به اندازهای گفتم که لازم بود به برادران گفته شود. ما ضمن شکرگزاری باید بدانیم که در حال آزمایشیم و لحظه لحظههای ما، کوچکترین اعمال ما، کوچکترین نیات ما در بوته آزمایش است و این صحنهها برای این است که ما آزمایش پس بدهیم و الا نابودی صدام دست ما نیست همانطور که آفریننده صدام هم ما نیستیم! او را همان خالق و خداوند متعال آفریده و مرگ او و بر افتادن حکومتهای ظالم و ستمگر هم دست خداوند متعال است. اینها صحنههائیست جهت آزمایش ما و ما باید شکرگزار و منت پذیر باشیم که سعادت پیدا کردهایم و حضور پیدا کردهایم.
ولی در این حضور، یقینا برادران انتظاراتی دارند. علاوه بر اینکه شکر میکنیم که خدایا این نعمت بزرگ را به ما دادهای، سعادت نصیب ما شد، ما با حضور در اینجا و با مجاهدت در راه تو عاقبت بخیر میشویم و چه بسا سعادت بیشتری نصیب ما شود که همانا شهادت است و شکرگزار تمام اینها هستیم، یقینا تمام رزمندگان انتظاری از حضور در اینجا دارند و آن پیروزی است؛ از هر رزمندهای که اینجاست یا عازم جبهه است وقتی میپرسی میگوید میرویم بجنگیم تا پیـــــروز شویم. ولی لازم است دقت کنیم که این پیـــــروزی دست کیست. «و من نصر الا من عند الله»؛ در صحنهای که مسلمین با کفار میجنگند پیروزی دست خداوند متعال است. آیا پیروزی ما بستگی به این دارد که تعداد تانک و هواپیما و نیرو و قوا و وسایل و ادواتمان از دشمن بیشتر باشد؟ آیا به این بستگی دارد؟ فقط به این بستگی دارد که نیروی ما ورزیده و چترباز و نیروی ویژه و امثال اینها که در دنیا معمول است و تکیه دارند به اینها، باشد؟ آیا بستگی به این دارد؟ بستگی به این دارد که تیربار و مهماتمان بیشتر باشد؟ هلیکوپترمان بیشتر باشد؟ اگر اینها فراهم باشد ما صد در صد پیروزیم؟ خداوند متعال میفرماید، این آیه میگوید؛ و من نصر الا… «الا» من عندالله. پیروزی مسلمین فقط دست خداست. و آن پیروزی که ما به آن معتقدیم آن پیروزی نیست که در جنگهای بین دولتهای موجود روی کره زمین میبینیم که هر که ادوات و سلاح و امکانات بیشتری داشته باشد هجوم میآورد و دیگری را له و پایمال میکند و رد میشود. این مطلوب ما نیست اصلا، در جهت عقیده ما نیست، ما اعتقاد نداریم به این. نه کسی بخاطر حکومت میجنگد، نه کسی بخاطر پول میجنگد، نه کسی بخاطر تصاحب زمین میجنگد. البته بخاطر این چیزها هم میجنگند ولی نه این سربازها، مزدورها اینطورند! چنانکه در دنیا معمول است؛ خانه و ماشین و حقوق کلان میدهند، او هم طوری میجنگد که زنده بماند و نمیرد! این معمول است و انجام میپذیرد. ولی این جماعت و این ملت و این مملکت برای این نمیجنگد برای اینکه اعتقادی به این ندارد.
حالا که ما کرارا دیدهایم در صحنههای مختلف و اعتقاد قلبی داریم به این و فرمایش خود خداوند متعال است که «و من نصر الا من عند الله» پس ما این وسط چه کنیم؟! میخواهیم پیروز شویم و پیروزی هم که دست خداست. پس تکلیف ما چیست؟ چاره ما چیست؟ تکلیف ماها این است که زمینه را در صحنههای نبرد طوری آماده کنیم که خداوند متعال پیروزی را به ما عنایت کند. پیروزی برای اینکه نازل شود باید صحنههای نبرد و صحنههای جبههمان را طوری آراسته و آماده کنیم که رضایت خداوند متعال در آن است و خواسته اوست. آنوقت است که یقینا پیروزی نصیب ما خواهد شد. پس مایی که به هر حال سه ماه، پنج ماه، شش ماه، یکسال، دو سال در جبهه حضور پیدا میکنیم و اگر از تک تکمان سؤال شود که…
وبلاگ اسکالپل
18/11/90
11:56 ع
متن زیر، سخنرانی با ارزشی از سردار رشید اسلام شهید مهدی باکری در جمع رزمندگان لشکر عاشوراست که برای اولین بار روی این وبلاگ منتشر میشود. این سخنرانی به زبان آذری ایراد شده اما در برگرداندن آن به فارسی دقت کردهام تا لحن گفتار شهید حفظ شود. سخنرانی شهید باکری با تذکر کوتاهی در مورد انتخابات مجلس که با توجه به تاریخ شهادت او ظاهرا در آستانه دور دوم مجلس است شروع میشود. این قسمت، خیلی کوتاه اما دارای اشاراتی هدایت کننده است؛ مناسب دیدم برای استفاده اهل اشارت و پیروان راه شهدا آنرا روی وبلاگ قرار بدهم. شهید باکری بقیه بیانات خود را در این سخنرانی خطاب به رزمندگان و با موضوع جنگ و شکرگزاری بدرگاه خدا بخاطر هدایت برای قرار گرفتن در جبهه اسلام و صحنه آزمایشی که با جنگ برپا شده و معنی پیروزی در اسلام و اینکه پیروزی در اسلام فقط دست خدا بوده و ربطی به توانایی و ادوات و امکانات در برابر دشمن ندارد و نیز نیت حضور در صحنه جهاد ادامه داده است. در کمال تأسف این سخنرانی ارزشمند، کامل ضبط نشده اما من تا کلمه آخری که در فایل سخنرانی شنیده میشود آنرا پیاده کردهام. فایل سخنرانی از آرشیو بنیاد حفظ و نشر ارزشهای دفاع مقدس بدست آمده که کیفیت پایینی دارد اما آنرا اینجا آپلود کردهام. شادی روح پرفتوح امام امت (ره) و ارواح بلند شهیدان انقلاب اسلامی صلوات.
***
الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله. با درود و سلام به پیشگاه معظم ولیعصر، امام زمان، عجل الله تعالی فرجه الشریف [صلوات رزمندگان] و بر نایب برحقش امام امت و درود و سلام به ارواح مطهر شهدای اسلام. درود و سلام بر خانوادههای معظم شهدا، درود و سلام بر ملت مسلمان، مؤمن و با استقامت ایران و درود و سلام بر رزمندگان پاکباخته اسلام. من عذر میخواهم از سروران عزیز و روحانیون گرامی که بجای اینکه از خدمتشان کسب فیض کنیم، باید صحبت کنیم. ولی چارهای نبود؛ بدلیل اینکه میخواستیم با برادران آشنا بشویم و انشاء الله عرض سلامی کنیم خدمتشان.
در اول صحبتهایم، بدلیل اهمیت ویژهای که مسئله انتخابات دارد، به این مسئله میپردازم؛ با اینکه برادران خودشان واقف هستند به اهمیت مسئله انتخابات و امام گرامی بارها خودشان فرمودهاند، روحانیون و شخصیتهای جمهوری اسلامی کرارا گفتهاند و… مجلس حاصل خون شهداست و اهمیت آنرا امام کرارا به ما فرمودهاند. بنابراین برادران حتما، چه آنهایی که حاضر هستند و چه برادرانی که احیانا نیامدهاند، به آنها هم تأکید کنید که بیست و ششم ماه، روز انتخابات است. تمام بردران سعی کنند با رأیهای خودشان که مثل پتکهای آهنینی است که بر سر جنایتکاران عصر حاضر زده میشود در انتخابات شرکت کنند و رأی خودشان را بدهند و خدای نکرده خاطرشان نرود، جائی نروند که از این فیض بزرگ بینصیب بمانند.
در مورد کاندیداهایی که در این منطقه تعیین شدهاند که ما بتوانیم به آنها رأی بدهیم… رزمندگانی که در هر منطقه هستند برابر ضوابطی که تعیین شده باید به کاندیداهای همان منطقه رأی بدهند. پس برادران ما اینجا به کاندیداهای شهر اهواز رأی خواهند داد. در مورد رفقائی که ما آنها را نمیشناسیم و یا نمیدانیم که باید به چه کسی رأی بدهیم، از امام بزرگوار سؤال شده و فرمودهاند که از علماء همان شهر سؤال کنید، هر کسی را که آنها تأیید کنند برادران هم به همان نمایندگان رأی بدهند. بنابراین برادران اگر امکانش برای خودشان هست که خدمت امام جمعه اهواز و یا علمائی که آشنا هستند برسند، برسند. اگر مقدور نیست، اینجا با مراجعه کردن به برادران عزیز روحانی که در واحدهایتان و یا در روابط عمومی هستند میتوانید با کاندیدایی که مورد تأئید علماء هستند و ما موظفیم که به آنها رأی بدهیم آشنا شوید. اسامی کلیه کاندیداها را چه بسا روز انتخابات بزنند همه جا. نُه نفر کاندید هستند و سه نفر باید انتخاب بشوند. برادران طبق تکلیفی که امام در شناختن نماینده واقعی کردهاند که امت اسلامی باید به مجلس بفرستند و تأکید زیادی در این مورد داشتند، دقت بکنند. دقت بکنند که آن سه کاندیدایی را که مورد تأئید علمای این شهر هستند بشناسند. (مکث طولانی – با کسی به آرامی صحبت کوتاهی انجام میدهد) …تأکید میشود که برادران حتما سعی کنند کاندیداها را بشناسند و رأی بدهند که اهمیت این مسأله بر همه واضح است.
15/11/90
12:48 ص
یک جمله هم راجع به این تهدیدهاى آمریکا عرض بکنیم. مرتباً تهدید میکنند؛ تهدید به این زبان: همهى گزینهها روى میز است! یعنى حتّى گزینهى جنگ. این، تهدید به جنگ است با این زبان. خب، این تهدید به جنگ، به ضرر آمریکاست؛ خود جنگ، ده برابر به ضرر آمریکاست. چرا این تهدیدها به ضرر آمریکاست؟ به خاطر اینکه خود این تهدیدها نشاندهندهى عجز آمریکا از مقابلهى منطقى و مقابلهى گفتمانى است؛ یک گفتمانى در مقابل گفتمان جمهورى اسلامى ندارند؛ نمیتوانند در میدان مقابلهى فکرى و منطقى، براى خودشان غلبهاى ایجاد کنند؛ مجبور میشوند توسل به زور و تشبث به زور بکنند. این معنایش این است که آمریکا جز زور، هیچ منطقى ندارد؛ جز خونریزى، هیچ راهى براى پیشبرد خود ندارد. این، اعتبار آمریکا را بیش از آنچه که تاکنون شکسته است، در چشم ملتها و در چشم ملت خودش خواهد شکست؛ این همان چیزى است که سرنوشت رژیمها را معین میکند. آن رژیمى، آن نظامى که اعتبارش در چشم مردم خودش بشکند، سرنوشتش معلوم است؛ مثل رژیم شوروى سابق. اتفاقاً بعضى از صاحبنظران غربى همین چند روز قبل گفتند که امروز وضع آمریکا و غرب شبیه وضع شوروى سابق در سالهاى اواخر دههى 80 میلادى است که منجر به سقوط شد. یعنى وقتى یک رژیمى، یک نظامى از لحاظ گفتمان، از لحاظ منطق، در چشم مردم خودش ساقط بشود، دیگر امیدى به بقاى این رژیم نیست. لذا هرچه تهدید کنند، به ضررشان است. البته آنها و دیگران بدانند - میدانند هم - که ما هم در برابر تهدید به جنگ و تهدید به تحریم نفتى، تهدیدهائى داریم که در وقت خودش، آن وقتى که لازم باشد، انشاءاللَّه اعمال خواهد شد.
مقام معظم رهبری در خطبه های نمازجمعه تهران 14/11/90
2/11/90
12:5 ع
ایام سوگورای رحلت حضرت رسول گرامی اسلام ، مبشر رحمت و مهربانی و رستگاری ، خاتم الانبیاء ، حضرت محمد بن عبدالله (ص) و شهادت مظلومانه سبط پیامبر حضرت امام حسن مجتبی (ع) و شمس الشموس خسرو ملک طوس حضرت امام رضا (ع) تسلیت و تعزیت باد.
التماس دعا
24/10/90
10:1 ص
پیش ازآنی که عزادار محرم باشی
سعی کن درحرم دوست تو محرم باشی
خاک ازحُرمت شش گوشه او حُرمت یافت
گرشوی خاک رهش قبله عالم باشی
منزلت نیست ترا بی مدد مهرحسین
گرچه موسی شوی و عیسی مریم باشی
گرچه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن
سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی
همره زمزم اشکی که ترا بخشیدند
می توان مُحرم بیت لله اعظم باشی
شادی هر دو جهانت بخدا تأمین است
گر در این ماه عزا همسفر غم باشی
صاحب بزم حسین است، علی و زهرا
نکند غافل ازاین محفل ماتم باشی
به همان دست و سر و سینه مجروح قسم
شرط عشق است براین زخم تو مرهم باشی
15/10/90
11:10 ع
آرامش غروب
" خوش دارم آزاد از قید و بندها درغروب آفتاب بر بلندای کوهی بنشینم و فرو رفتن خورشید را در دریای وجود مشاهده کنم و همه حیات خود را به این زیبایی خدایی بسپارم و این زیبایی سحرانگیز، با پنجه های هنرمندش با تار و پود وجودم بازی کند، قلب سوزانم را بگشاید، آتشفشان درد و غم را آزاد کنم، اشک را که عصاره حیات من است، آزادانه سرازیرنمایم، عقده ها و فشارهایی را که بر قلب و روحم سنگینی می کنند بگشایم . غم های خسته کننده ای را که حلقومم را می فشرند و دردهای کشنده ای که قلبم را سوراخ سوراخ می کند، با قدرت معجزه آسای زیبایی تغییر شکل دهد و غم را به عرفان و درد را به فداکاری مبدل کند و آنگاه حیاتم را بگیرد و من دیوانه وار همه وجودم را تسلیم زیبایی کنم و روحم به سوی ابدیتی که نورهای زیبایی می گذرد پرواز کند و در عالم آرامش و طمأنینه از کهکشانها بگذرم و برای لقاء پروردگار به معراج روم و از درد هستی و غم وجود بیاسایم و ساعتها و ساعتها در همان حال باقی بمانم و از این سیر ملکوتی لذت ببرم."
آفرینش دریا
" خدایا تو را شکر می کنم که دریا را آفریدی ، کوهها را آفریدی و من می توانم به کمک روح خود در موج دریا بنشینم و تا افق بی نهایت به پیش برانم و بدین وسیله از قید زمان و مکان خارج شوم و فشار زندگی را ناچیز نمایم. خدایا تو را شکر می کنم که به من چشمی دادی که زیباییهای دنیا را ببینم و درک زیبایی را به من رحمت کردی تا آنجا که زیباییهایت را و پرستش زیبایی را جزیی از پرستش ذاتت بدانم."
سوگند
" خدایا به آسمان بلندت سوگند، به عشق سوگند، به شهادت سوگند، به علی سوگند، به حسین سوگند، به روح سوگند، به بی نهایت سوگند، به نور سوگند، به دریای وسیع سوگند، به امواج روح افزا سوگند، به کوههای سر به فلک کشیده سوگند، به شیپور جنگ سوگند، به سوز دل عاشقان سوگند، به فداییان از جان گذشته سوگند، به درد دل زجرکشیده گان سوگند، به اشک یتیمان سوگند، به آه جانسوز بیوه زنان سوگند، به تنهایی مردان بلند سوگند که من عاشق زیبائیم. چه زیباست همدردعلی شدن، زجر کشیدن، از طرف پست ترین جنایتکاران تهمت شنیدن، از طرف کینه توزان بی انصاف نفرین شنیدن، چه زیباست در کنار نخلستان های بلند در نیمه های شب، سینه داغدار را گشودن و خروشیدن و با ستارگان زیبای آسمان سخن گفتن، چه زیباست که دراین موهبت بزرگ الهی که نامش غم و درد است، شیعه تمام عیارعلی شدن."
قربانی فرزند آدم
" ای خدای بزرگ ، ای آنکه نمونه ی بزرگی چون حسین علیه السلام را به جهان عرضه کرده ای، ای آنکه برای اتمام حجت به کافران وجودت... سیاهی ها و تباهی ها را به آتش وجود حسین ها روشن نموده ای، ای آنکه راه پرافتخار شهادت را، برای آخرین راه حل انسانها باز کرده ای، ای خدا، ای معشوق من، ای ایده آل آرزوهای مردم عارف، به من توفیق ده تا مثل مخلصان و شیفتگان ، در راهت بسوزم و ازین خاکستر مادی آزاد گردم. ای حسین علیه السلام، من برای زنده ماندن تلاش نمی کنم و از مرگ نمی هراسم ، بلکه به شهادت دل بسته ام و از همه چیز دست شسته ام ، ولی نمی توانم بپذیرم که ارزشهای الهی و حتی قداست انقلاب بازیچه دست سیاستمداران و تجار ماده پرست شده است.
قبول شهادت مرا آزاد کرده است، من آزادی خود را به هیچ چیز حتی به حیات خود نمی فروشم.
خدایا ابراهیم را گفتی که عزیز ترین فرزندش را قربانی کند، و او اسماعیل را مهیای قربانی کرد...
هنگامی که پدر کارد را به گلوی فرزندش نزدیک می کرد، ندا آمد دست نگه دار . ابراهیم آزمایش خود را داد، ولی اسماعیل هنوز به آن درجه تکامل نرسیده بود که قربانی شود، زمان زیادی گذشت تا قربانی کاملی که عزیزترین فرزندان آدم بود، به درجه ارزش قربانی شدن رسید، و در همان راه خدا قربانی شد و او حسین بود. خدایا تو به من دستور دادی که در راه تو قربانی شوم، فوراً اجابت کردم و مشتاقانه به سوی قرارگاه عشق حرکت کردم... اما تو می خواستی که این قربانی هر چه باشکوه تر باشد، لذا دوستانم را و فرزندم را و عزیزترین کسانم را به قربانی پذیرفتی... و مرا در آتش اشتیاق منتظر گذاشتی..."
شرف شیعه
" خدایا تو را شکر می کنم که شیعیان را با اسلحه شهادت مجهز کردی که علیه طاغوتها وستمگران و تجاوزگران قیام کنند و با خون سرخ خود ، ذلت هزار ساله را از دامن تشیع پاک کنند و ارزش و اهمیت شهادت را در معرکه حیات بفهمند و با ایمان خدایی و اراده آهنین، خود را از لجنزار اسارت جسدی و روحی نجات بخشند. علی وار زندگی کنند و در راه سرخ حسین علیه السلام قدم بگذارند و شرف و افتخار راستین تشیع را که قرنها دستخوش چپاول ستمگران بود دوباره کسب کنند."
این وبلاگ در جهت ابراز ارادت به شهیدان هشت سال دفاع مقدس طراحی و سعی در ارائه مطالب ناب و مستند را دارد . امیدوارم که راضی باشید و از نظرات سازنده تان این حقیر را بهره مند گردانید.