قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
خاطرات دفاع مقدس (جبهه و جنگ)،کرامات شهدا
درباره ما
خلیل رنجبر[18]

این وبلاگ در جهت ابراز ارادت به شهیدان هشت سال دفاع مقدس طراحی و سعی در ارائه مطالب ناب و مستند را دارد . امیدوارم که راضی باشید و از نظرات سازنده تان این حقیر را بهره مند گردانید. در ضمن این وبلاگ در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است و در سایت پیوندها جزو سایت های مفید قرار گرفته است. peyvandha.ir/1-5.htm

ویرایش
جستجو


وصیت شهدا
وصیت شهدا
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
یادداشت ثابت - یکشنبه 93/7/14 11:37 ص

 

با سلام و دعا جهت تعجیل در ظهور مهدی موعود(عج) و با آرزوی سلامتی امام خامنه ای(مدظله العالی)، شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات

ببینده گرامی جهت دیدن مطالب موضوعی بر روی عنوان مطلب مورد نظر در ابر چسب ها در کنار کادر وبلاگ کیلک کرده تا موضوع مربوط به آن را بتوانید براحتی ببینید . با سپاس

 




ویرایش
      

شهیدعلی چیت سازیان 

برای شهادت وبهشت رفتن تلاش نکنید،برای رضای خداکارکنید.

بگوییدخداوندا

نه برای بهشت ونه برای شهادت؛اگرتوماراهم درجهنمت بیندازی،فقط ازماراضی باشی برای ماکافیست.




برچسب ها : پیام شهدا  ,

ویرایش
      
چقدر سخت است حال عاشقی که نمی داند محبوبش نیز هوای او را دارد یا نه ؟
ای شهیدان ما به عشق شما زنده ایم و به امید وصل کوی شما …
اما شما به ظاهر دلیلی ندیدید که اوقات پر اجرتان را صرف ما کنید.
چه بگویم ؟!
راستی چگونه حرف دلمان را فریاد بزنیم که بدانید بر ما چه می گذرد !؟
از دست نوشته های جانباز شهید سید مجتبی علمدار



برچسب ها : درد و دل با شهدا  ,

ویرایش
      

چون بدون زیارت و با آرزوی زیارت کربلا از این دنیا میروم خواهش میکنم که انشاء الله بعد از آزادی کربلا عکس مرا به عنوان زائر امام حسین (ع) ، بزرگ آموزگار شهادت ،  به کربلا برده و در زیر پای امام(ع) نصب نمائید و در زیرش جمله (با آرزوی زیارت تو شهید شدم یا حسین) را بنویسید   ...

فرازی از وصیتنامه شهید قربانعلی شرفخانلو ، مسئول تدارکات لشکر عاشورا




برچسب ها : وصیت نامه شهدا  ,

ویرایش
      
جمعه 96/2/15 12:33 ع

به یاد آر فرموده‌ی صاحب الزمان را که ما را به اعمالی فرا خوانده‌اند که به محبتشان نزدیک‌تر است :

«فلیعمل کل امرء منکم ما یقرب به من محبتِنا.»

و به ‌راستی مگر محبت آنان در چیست؟

در محبت حسین (ع) ...

محب حسین(ع) محبوب خداست و کدام راه از این نزدیک‌تر ؟...

سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی




برچسب ها : پیام شهدا  ,

ویرایش
      
جمعه 96/2/15 12:29 ع
اگر از رزمندگان سوال مے کردے پاسخ مے دادند که همه ایام محرم، همه جبهه ها کربلا و همه ما افتخار مے کنیم که جزء نوکران و سرسپردگان خاندان حریم ولایت و ریزه خواران اصحاب مولا و سرورمان آقا حسین باشیم.
در اثبات ارادت رزمندگان به حضرت اباعبدالله و پیوند دفاع مقدس با فرهنگ عاشورایے همین بس که مے توان گفت، عمده نام عملیات ها،اعزام ها،محورها،تابلوها،شعارها،نوحه ها و حتے نام یگان هاے که مزین بود به نام مبارک اهل بیت و به خصوص سرور و سالار شهیدان.( لشکرهای امام حسین،سیدالشهدا، ثارالله، عاشورا، کربلا و تیپ های محرم، قمر بنی هاشم و ...) پس از محرم 1361 محرم هاے دیگر ، درگیر جنگ و مبارزه یا نبودیم و یا کمتر بودیم. به همین دلیل اکثر رزمندگان تمایل داشتند ایام محرم را در شهرستانها و در هیئت هاےخودشان به عزادارےبپردازند. آنانکه مے ماندندهمت خود را صرف سیاه پوش کردن چادرها، نمازخانه ها، سنگرها و فضاے غبارآلود جبهه در محرم مے کردند. در سال های آغازین جنگ دهه اول بیشتر متکے بر انجام مراسم در نمازخانه ها و گاهاً مکان هاے مقدسے همچون علے بن مهزیار در اهواز، دانیال نبے در شوش، محمد بن موسی الکاظم معروف به سبزقبا در دزفول بود.
در سالهاے آخر جنگ در بعضی یگان ها که امکانش وجود داشت دسته هاےعزادارے در اردوگاه ها به راه مے افتادند و از سر صدق و صفا به عزادارے مے پرداختند. در این عزاداریها معمولاً مداح از خود رزمندگان بود و امام جماعت اردوگاه براے عزاداران از مصائب کربلا و قیام عاشورا سخن به میان مے آوردند. گاهے که شرایط اجازه مے داد گردانها در میدان صبحگاه با پرچم و علم و کتلهایے که از قبل مهیا کرده بودند، همانند دسته ها و هیئت هاے شهرےکاروان به راه مے انداختند و برادرانی که طبق عرف معمول و همه ساله نذری داشتند، نذری خود را در نهار روز عاشورا با نهار رزمندگان ادغام می کردند. و از فیض برکت نظرے هم خود و هم رزمندگان بهره مےبردند در پادگان شهید دستغیب کوت عبدالله اهواز و پادگان حضرت ولےعصر (عج) اهواز هم که مقر لشکر 19 فجر و المهدی(عج) بود. رزمندگان در ماه محرم و به خصوص تاسوعا و عاشورا از برپایی مجالس عزاےحسینے دریغ نداشتند و همت خود را صرف هر چه بهتر برگزار شدن این مراسم می کردند.



برچسب ها : خاطرات دفاع مقدس  ,

ویرایش
      
جمعه 96/2/15 12:25 ع
چند نفر از همسایه‌های هیأت عاشقان ثارالله (ع)  لشکر «8 نجف اشرف» مسیحی بودند.
چند روز مانده به مراسم، حاجی دو، سه نفر از مسئولان لشکر را می‌فرستاد تا با احترام از همه‌ همسایه‌ها اجازه برگزاری مراسم را بگیرند.
می‌گفت : "سر و صدای عزاداری بلند است و ترافیک و شلوغی ممکن است باعث آزار همسایه‌ها شود . آن‌ها حق همسایگی گردن ما دارند. باید با رضایت کامل آن‌ها باشد."
موقع توزیع غذا نیز سهم همسایه‌ها را جدا می‌کرد و می‌فرستاد در خانه‌هایشان.
بعد از شام غریبان هم با تشکر و حلالیت از همسایه‌ها، مراسم تمام می‌شد...
شهید عرفه ، سردار شهید حاج احمد کاظمی



برچسب ها : یاد و خاطره شهدا  ,

ویرایش
      
سه شنبه 96/1/29 6:35 ع

مرا شناسایی کن

بعد از پایان عملیات بود، یکی از سالنهای معراج تهران پر شده بود از شهید، همه ی آنها هم شهید گمنام!

بعد از عملیات این سالن را به شهدای گمنام اختصاص داده بودند همه بدنها قطعه قطعه شده،سوخته و...

در میان بدنهای سوخته یک پلاک پیدا کردیم به تعدادی استخوان چسبیده بود.با تلاش بسیار صاحب پلاک پیدا شد،یک بسیجی از جنوب تهران بود که در همین عملیات مفقود شده بود.

با خانواده اش تماس گرفتیم پدر و برادرهایش آمدند قضیه را گفتم اینکه این شهید پیکرش سوخته است و نمیتوانند صورتش را ببینند.

کارها هماهنگ شد قرار شد برای تشییع شهید اقدام نمایند.صبح فردا با یکی از بچه های معراج که از ماجرامطلع بود آمد و گفت:می توانم راجع به این شهید خواهشی بکنم!

گفتم:بفرمایید!

گفت:اجازه بدهید همسر این شهید او را شناسایی کند!

با تعجب گفتم همسر شهید!منظورت چیست؟!

کمی مکث کرد و گفت:دیشب در خواب شهیدی را دیدم که گفت:امروز مرا به پدر و برادرنم تحویل ندهید.

همسرم باید مرا شناسایی کند.من صاحب این پلاک هستم ولی این پیکر من نیست!اما بقایای پیکر من داخل همین سالن است!

با تعجب به حرفهای او گوش می کردم.گفتم:این پیکرها چند استخوان سوخته است.همسرش چه چیزی را می خواهد شناسایی کند!

همان لحظه برادرهای شهید برادرهای شهید برای انتقال پیکرش آمدند.از آنها پرسیدم:این شهید همسر دارد؟

با تعجب گفتند:بله چطور مگه!؟

گفتم:برای شناسایی ایشان حتما باید بیایند.

برادران شهید که زیاد هم مذهبی نبودند صدایشان را بلند کردند و گفتند:یعنی چی!مگه برادر ما نسوخته!چی رو میخواد شناسایی کنه.بعد از کلی صحبت فهمیدم اینها با همسر شهید اختلاف دارند و ارتباطی ندارند.

پدر شهید به سراغ او رفت ساعتی بعد با همسر شهید وارد شدند به همسر شهید گفتم:شما می توانید همسرتان را شناسایی کنید؟!

در حالی که اشک می ریخت گفت:بله!

بعد هم به داخل سالن شهدای گمنام رفت،دقایقی بعد مارا صدا کرد در لابه لای شهدای گمنام پیکر سوخته ی شهیدی را نشان داد و گفت:این همسر من است!خیلی تعجب کردیم، یعنی چطور او را شناسایی کرده بود..

همسر شهید یک لباس را از داخل کیف دستی خودش بیرون آوزد و گفت:چند روز قبل از عمیات با هم به مغازه ای رفتیم و دو لباس همرنگ خریدیم و گفت:این را برای خودم خریدم و این را برای تو!

شوهرم گفت:من لباس را تا زمان شهادت از تنم خارج نمیکنم! روزی به سراغ تو خواهند آمد با این لباس بیا و من را شناسایی کن!

بعد به پیکر سوخته شهید اشاره کرد و گفت:همه ی جای او سوخته اما قسمتی از لباسش هنوز کامل است.

لباس خودش را کنار قسمت سالم لباس شهید قرار داد. هردو مثل هم بودند، پیکر شهید همان روز برای تشییع اعزام شد.

راوی:حمید داودآبادی مصاحبه شهریور 89

منبع : کتاب شهید گمنام




برچسب ها : کرامات شهدا  ,

ویرایش
      
دوشنبه 96/1/7 3:56 ع
از که باید سخن گفت؟
از آن جوان کتاب به دست و یا از آن پیرمرد هفتاد ساله‌ای که حسین(ع) را و آن فوز عظیم را یافته است و خود را جوانی انقلابی می‌پندارد؟
نه ...!!!
اینجا سخن از من و ما نیست ؛
سخن از حضور است ،
حضور امتی که عاشورا را باز یافته و دعایش که «یا لیتنا کنا معکم» به استجابت رسیده است...
سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی



ویرایش
      
بگذار اغیار هرگز در نیابند و فردای روشن ما را در حضور امروز بچه‌های ما نبینند.
بچه‌های ما امروز در تظاهرات و هیئت‌ها و روضه‌خوانی‌ها بزرگ می‌شوند و شیر مادر را مخلوط با اشک‌های حسینی می‌مکند و عشق حسین(ع) با جانشان آمیخته می‌گردد و آینده‌ی انقلاب را تا فرداهای دور و حکومت جهانی عدل در سراسر کره‌ی زمین استمرار می‌بخشند...
سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی



برچسب ها : ادبیات مقاومت  ,

ویرایش
      
   1   2      >